الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
95
الغدير ( فارسي )
و ميم تو به منتهى ( پايان وجود ) وابستگى دارد . اى خاتم ( بازپسين ) پيامبران تا چنان مرزى از برترى پرتو افشاندى كه هيچ كس به آن نرسد . تو براى ما اول ( آغاز ) و آخر ( انجام ) هستى و باطن ( نهان ) ظاهرت ( آشكارت ) پيشينه دارتر است . » كه در اين سرودهها بازنمائى كوتاهى نيز هست از نامهاى بزرگوار او - فاتح ( گشاينده ) خاتم ( به پايان برنده ) اول ، آخر ، ظاهر ، باطن ، بنگريد به « المواهب » از زرقانى ج 3 ص 164 - 163 - « از هر چه ستايشگران منش تو را گويند برترى - هر چند كه آنان سخن دراز كنند - سرمايهء درونى تو - در پيرامون آفريدگان - چون سرائى است كه رازهاى نهفتهء آنان را در بر مىگيرد . روان تو از برين جهان آسمانى است هر چه را آفريده مىشود - با فرمان پروردگار - فرود مىآرد